لوله فاضلاب – خشکاندن سازمان سرطان کبد درمان سرطان

لوله فاضلاب – خشکاندن: سازمان سرطان کبد درمان سرطان سرطان روده بزرگ اخبار پزشکی

گت بلاگز اخبار حوادث به من گفت دیوانه! ، اعدام مردی که سالها پیش پدر و مادرش و سپس دختری را که دوست داشت، کشت

ساعت 4 بعد ازظهر 24 بهمن سال 85، پسر جوانی به کلانتری 138 جنت آباد رفت و از قتلی که در منزل مجردی‌اش مرتکب شده است بود خبر داد.

اعدام مردی که سالها پیش پدر و مادرش و سپس دختری را که دوست داشت، کشت/ به من گفت دیوانه!

عبارات مهم : جنایت

ساعت 4 بعد ازظهر 24 بهمن سال 85، پسر جوانی به کلانتری 138 جنت آباد رفت و از قتلی که در منزل مجردی اش مرتکب شده است بود خبر داد.

روزنامه کشور عزیزمان ایران نوشت: به دنبال بیانات پسر 35 ساله، مأموران کلانتری جهت بررسی صحت عنوان راهی خیابان چمران درمحله شاهین شمالی شدند.

آنها بعد ازورود با اوضاع به هم ریخته آپارتمان روبه روشدند که حکایت از درگیری شدید داشت.دریکی از اتاق خواب ها نیز با جسد دختر 20 ساله- شیوا- روبه روشدند. بعد از کشف جسد عنوان به بازپرس کشیک قتل پایتخت و تیم تحقیق اعلام شد.

به من گفت دیوانه! ، اعدام مردی که سالها پیش پدر و مادرش و سپس دختری را که دوست داشت، کشت

با حضور بازپرس جنایی و تیم بررسی صحنه جرم درمحل مشخص شد دخترجوان با اصابت ضربات متعدد چاقو کشته شده است هست. همچنین در بازرسی خانه، دو چاقوی خونی هم زیر تختخواب پیدا شد.

جنون عامل دو جنایت

ساعت 4 بعد ازظهر 24 بهمن سال 85، پسر جوانی به کلانتری 138 جنت آباد رفت و از قتلی که در منزل مجردی‌اش مرتکب شده است بود خبر داد.

درحالی که پسر جوان به قتل شیوا اعتراف کرده بود، بازپرس جنایی با بررسی سوابق «فرنام»-عامل قتل- دریافت که او اردیبهشت سال 79 و قبل از قتل شیوا، مادر و خواهرش را نیز در منزل ارزش واقع در محله کاشانک به قتل رسانده است.بعد هم راهی کلانتــــــــــری 123 نیاوران شده است و به قتل آنها اعتراف کرده است،اما او ازسوی کارشناس های پزشکی قانونی، مجنون آشنا شد. بنابراین جهت درمان در بیمارستان روانی خوابیدن شده است بود.

علاقه آتشین معلم ریاضی

پسر 35 ساله درادامه تحقیقات گفت: من پیش از این به علت قتل مادر و خواهرم مدتی در بیمارستان روانی رازی خوابیدن بودم. دختر خاله شیوا، یکی از روانشناسانی بود که در بیمارستان کار می کرد. شیوا هر چند وقت یکبار به دیدن دختر خاله اش می آمد و آنجا بود که عاشق شیوا شدم. بعد از آشنایی مان، شیوا در تمام مدتی که خوابیدن بودم به طور مستمر به ملاقاتم می آمد.سرانجام بعد از گذشت چند سال، تیم پزشکی سلامت روانی ام را تأیید کرد و من مرخص شدم.بعد ازآن بود که ارتباط من و شیوا زیاد شد.

جوان جنایتکار ادامه داد: «من لیسانس ریاضی دارم و قبل از قتل مادر و خواهرم تدریس می کردم. بعد از آزادی هم به تدریسم ادامه دادم. به غیر از این هم مادربزرگم مبلغی را برایم به ارث گذاشته بود که به همین علت از بابت مالی نگرانی نداشتم. بعد از آزادی به عنوان مدرس ریاضی به شیوا درس می دادم. مدتی گذشته بود که به خواستگاری شیوا رفتم ولی زمانی که آنها از ماجرای قتل های قبلی ام باخبر شدند، به من پاسخ منفی دادند.

به من گفت دیوانه! ، اعدام مردی که سالها پیش پدر و مادرش و سپس دختری را که دوست داشت، کشت

جنایت با دو چاقو

فرنام راجع به چگونگی قتل سوم و انگیزه اش گفت: بعد از آشنایی با شیوا بارها باهم دعوا کردیم و درگیر شدیم. هر بار سر موضوعی بهانه می گرفت و باعث درگیری می شد. او توجهی به من نداشت، روز اتفاق بار دیگر جر و بحث کردیم که شیوا به من گفت: دیوانه! در آن لحظه با شنیدن این حرف کنترلم را از دست دادم و با چاقوی آشپزخانه به طرفش حمله کردم. بعد از وارد کردن چند ضربه، شیوا از پا درآمد و دسته چاقو هم شکست. به همین علت به آشپزخانه رفتم و چاقوی دیگری برداشتم و بازهم به جانش افتادم و…

ساعت 4 بعد ازظهر 24 بهمن سال 85، پسر جوانی به کلانتری 138 جنت آباد رفت و از قتلی که در منزل مجردی‌اش مرتکب شده است بود خبر داد.

تأیید صحت روانی

به دنبال سومین جنایت، این جنایتکار جهت دومین بار به پزشکی قانونی انتقال یافت تا مشخص شود که آیا هنگام قتل دختر جوان جنون داشته یا نه. درنهایت با انجام آزمایش های پزشکی قانونی، جنون متهم مورد تأیید قرار نگرفت و او به اتهام قتل عمد دختر جوان پای میز محاکمه رفت.

وی در شعبه 71 دادگاه کیفری استان پایتخت کشور عزیزمان ایران پای میز محاکمه ایستاد و در برابر درخواست قصاص اولیای دم به دفاع از خود پرداخت و گفت: «8 سال پیش که مادر و خواهرم را با چاقو به قتل رساندم، متخصصان پزشکی قانونی من را بیمار روانی تشخیص دادند و به بیمارستان روانی انتقال یافته ام کردند.

به من گفت دیوانه! ، اعدام مردی که سالها پیش پدر و مادرش و سپس دختری را که دوست داشت، کشت

مدتی در بیمارستان روانی خوابیدن بودم و دراین مدت شیوا به همراه دخترخاله اش که روانشناس بود به آنجا می آمد. من عاشق شیوا شده است بودم و هنگامی که از بیمارستان مرخص شدم سراغش رفتم. سه سال بود که با هم ارتباط داشتیم و همسایه ها خیال می کردند همسران هستیم. می خواستیم جهت ازدواج با هم آشنا شویم. پدر و مادرش از این مسأله بی خبر بودند. فقط خواهرش، عنوان را می دانست. من لیسانس ریاضی دارم و خواهر شیوا که شاگرد شخصی ام بود گاهی به منزل ام می آمد. من به شیوا ریاضی درس می دادم. همین مسأله بهانه ای شد جهت اینکه بتوانم با خانواده اش ارتباط برقرار کنم و آخر به خواستگاری اش رفتم، ولی آنها قبول نکردند. من عاشق شیوا بودم ولی او بعد از مدتی شروع به بی محلی کرد که درنهایت او را کشتم.»!

سرانجام بعد از صدور حکم قصاص از سوی قضات دادگاه کیفری و تأیید این حکم در دیوانعالی کشور، پسر جوان سحرگاه چهارشنبه گذشته در زندان رجایی شهر کرج به دار مجازات آویخته شد.

واژه های کلیدی: جنایت | ریاضی | پزشکی | قانونی | خوابیدن | بیمارستان | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs